تبليغاتX
vista
سي‌نما ، شعر ، ادبيات ، هنرهاي تجسمی - نمايشي و غیره...
چهارم دی 1388ساعت10
این ترانه بوی نان نمی‌دهد
بوی حرف دیگران نمی‌دهد
سفره‌ی دلم دوباره باز شد
سفره‌ای که بوی نان نمی‌دهد
نامه‌ای که ساده و صمیمی است
بوی شعر و داستان نمی‌دهد :
... با سلام و آرزوی طول عمر
که زمانه این زمان نمی‌دهد
کاش این زمانه زیر و رو شود
روی خوش به ما نشان نمی‌دهد
یک وجب زمین برای باغچه
یک دریچه آسمان نمی‌دهد
وسعتی به قدر جای ما دو تن
گر زمین دهد ، زمان نمی‌دهد
فرصتی برای دوست داشتن
نوبتی به عاشقان نمی‌دهد
هیچ‌کس برای‌ات از صمیم دل
دست دوستی تکان نمی‌دهد
هیچ‌کس به غیر ناسزا تو را
هدیه‌ای به رایگان نمی‌دهد
کس ز فرط‌ های‌وهوی گرگ‌ومیش
دل به هی‌هی شبان نمی‌دهد
جز دلت که قطره‌ای است بی‌کران
کس نشان ز بی‌کران نمی‌دهد
عشق نام بی‌نشانه است و کس
نام دیگری بدان نمی‌دهد
جز تو هیچ میزبان مهربان
نان و گل به میهمان نمی‌دهد
نا امیدم از زمین و از زمان
پاسخم نه این ، نه آن ... نمی‌دهد
پاره‌های این دل شکسته را
گریه هم دوباره جان نمی‌دهد
خواستم که با تو درد دل کنم
گریه‌ام ولی امان نمی‌دهد ...

قيصر امين‌پور

 

 

 

 

 

 

قلمي شده توسطح.شریفی‌فر | موضوع: | لینک ثابت |